حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

1988

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

پس از آن باقى مقدونيهاى نه‌اوپ‌تولم به طرف اومن رفتند ، كمكى هم به او رسيد و در نتيجه نه‌اوپ‌تولم فرار كرده با سيصد نفر سوار نزد آن‌تىپاتر رفت . بعد آن‌تىپاتر ، بنابر نتيجهء مشورت با سرداران خود ، مصمّم گرديد ، كه قشونش را دو قسمت كند . قسمتى با خود او به طرف كيليكيّه براى جنگ با پرديكّاس رود و قسمت ديگر بسردارى كراتر با اومن بجنگد و پس از غلبه بر او به طرف كيليكيّه حركت كرده بقشون آن‌تىپاتر ملحق گردد ، زيرا سرداران آن‌تىپاتر تصوّر ميكردند ، كه پس از بهم پيوستن لشكر آن‌تىپاتر و بطلميوس بر لشكرهاى پادشاهى ، يعنى لشكرهائى ، كه در تحت فرماندهى پرديكّاس بودند ، از حيث عدّه برترى خواهند داشت . بر اثر اين خبر ، اومن در تهيّه جنگ شد و چون ميدانست ، كه سربازان او ، كه از اقوام مختلف بودند ، نخواهند توانست در مقابل فالانژهاى مقدونى آن‌تىپاتر پافشارند ، توجه خود را بسواره - نظام معطوف داشت و پس از آن بجنگ با كراتر شتافت . قوّهء طرفين چنين بود : كراتر بيست هزار پياده داشت ، كه غالبا مقدونيهاى كارآزموده بودند و دو هزار سوار . اومن بيست هزار سرباز ، كه از اقوام مختلف بودند ، و پنجهزار سوار ، ولى تمامى اميدواريش بسواره نظام بود . كراتر براى تشويق لشكريان خود نطق مهيّجى كرده به آنها گفت ، كه در صورت فتح تمام دارائى دشمن را مىتوانند غارت كنند . پس از آن او حمله را شروع كرد و شجاعتها نمود ، ولى در حين گيرودار پاى اسبش لغزيد و به زمين افتاد و چون سواره نظام او با سرعت حركت ميكرد ، زير سمّ ستوران مانده لگدمال و تلف شد . اين سانحه دل دشمن را قوى كرد و سواره - نظام اومن سخت حمله برده در جناح راست سپاه كراتر كشتارى زياد كرد و بالاخره اين قسمت سپاه كراتر به طرف پياده نظام عقب نشست . چنين بود نتيجه در جناح راست سپاه كراتر ، ولى در جناح چپ آن ، كه بسردارى نه‌اوپ‌تولم بود ، جدال با خود اومن شروع گرديد . طرفين با يك اندازه حرارت به يكديگر حمله كردند و جنگى سخت درگرفت . بعد هر دو سردار بقدرى گرم كارزار شدند ، كه زمام اسبشان را رها كرده بجدال تن بتن پرداختند . در اين وقت اسب‌ها ، كه بى مدير مانده بودند ، سوارهاى خودشان را به زمين زدند .